| |
| سه شنبه 29 آبان ماه سال 1386 |
| عکس:کمبود گاز در بلوچستان و !!! |
|
|
| |
| سه شنبه 29 آبان ماه سال 1386 |
| بیش از 20هزار کارگر به جان آمده در اعتراض به اطلاح قانون کار |
تجمع گسترده ای برگزار کردند
سلام دموکرات : در ساعت 8.30 بامداد امروز کارگران برای شرکت در تجمع بر علیه اطلاح قانون کار جلو خانه کارگر ابوریحان جمع شده بودند. ولی نیروی انتظامی اجازه برگزاری تجمع را نداد و به آنها گفتند که باید یا پراکنده شوید و یا تنها محل مجاز مرقد امام است.2 الی3ماشین از نیروی انتظامی در صحنه حضور داشت. کارگران بالاجبار مجددا حرکت کرده و به سمت بهشت زهرا برای بیان خواسته ها و رساندن صدایشان رفتند.  یک فعال کارگری از قزوین تهران گفت:” حدود 20-25 اتوبوس که از شرکتهای مختلف دارند به تهران جهت اعتراض و تجمع میروند. ما قصد داریم جلوی خانه کارگر در ابوریحان برویم و اعتراض کنیم . من جزو کارگران قوه پارس هستم و حدود 18 ماه است که حقوق نگرفته ام و قصد داریم به این ترتیب اعتراضاتمان را برسانیم.” یکی از کارگران در همین صحنه گفت: ” آنها نمیخواهند که ما تجمع کنیم و میخواهند به هر شکلی که شده جلو ما را بگیرند. به ما گفتند که تنها جایی که مجوز دارد در مرقد امام است و اگر جلوی خانه کارگر باشید ضد امینت نظام است”... ساعت 9.15 بامداد: حدود 100 اتوبوس کارگران از شهرستانها آمده اند که بصورت گروه , گروه می رسند پلاکارد زیادی هم دارند. انقدر جمعیت زیاد است که مانع از ورود به داخل مرقد میشود. ساعت 10 بامداد: در مرقد امام: کارگران تجمع گسترده ای را تشکیل دادند و حجم نفرات بسیار بالا بود. از شهرستانهای مختلف اعم از مازندران آمده بودند که با پلاکارد بزرگ همراه داشتند و روی آنها نوشته شده بود: کارگران اخراجی دومیلون, گرسنه ایم, گرسنه!”. از اسلام شهر,و کرج, قزوین تعداد زیادی از کارگران دراین تجمع شرکت داشتند. کارگران شعارهای زیادی میدادند و مسمترا تکرار می کردند: : وزیر بی لیاقت استعفاء استعفاء / مرگ بر جهرمی, درود بر کارگر/ امنیت شغلی حق مسلم ماست/جهرمی, جهرمی این آخرین اخطار است/ فرانسه را نگاه کن, فکری به حال ما کن/ زیر بیکفایت اعدام باید گردد/ کارگر می میرد, ذلت نمی پزیرد/ جهرمی استفاء استفاء / واردات کالا= بیکاری/ اصلاح قانون کار, سد کارگران است / قرارداد موقت ملغی باید گردد/ جهرمی حیا کن وزارت را رها کن/ اصلاح قانون کار خیانت است خیانت ارزیابی شاهدین عینی از تعداد شرکت کنندگان بسیار زیاد و صحبت از چند ده هزار نفر میشود.
ساعت 10.30 بامداد: قطعنامه خانه کارگر, این تشکل حکومتی به سوپاپ اطمینان بودنش اذعان کرده و گفته است, از این پس درقبال اتفاقات بعدی مسئولیتی نداریم. یک کارگر: ”کارگران ما درشرایط بسیار وخیم هستند درنظر بگیرند درشرکت ما حتی شورایی که زیر نظر خودشان بود را خلع کردند و 6 ما ه است ما شورا نداریم و الان هم تعداد زیادی از کارگران قصد داشتند برای اعتراض به تهران بیایند البته حدود 250 کارگر ازشرکتهای مختلف قم به تهران برای اعتراض آمدیم و درجلوی خانه کارگر درخیابان ابوریحان تجمع داشتیم ولی انتظامی مانع شد و همه را بزور به محل قبرخمینی برد که ما درآنجا هم اعتراض خواهیم کرد .” ساعت 11.30: کارگران در حال برگشت به کارخانه های خود هستند
گزارش از شهرستان ها
باکدشت کرج:ساعت 8.30 بامداد: در شرکتهای پاکدشت کرج اجازه خروج از کارخانه به کارگران داده نشده و فقط 300 کارگر موفق شده اند به تهران بروند. یک کارگر شرکت پونل پاکدشت گفت :” ما کارگران را دارند قلع و قمع میکنند حدود سه ماه است حقوق نگرفته ایم من 84-85 ساله ام و طلبکارم مانع این میشوند که ما شورا داشته باشیم کارگران به این شرایط اعتراض میکنند. کارگران میخواستند برای اعتراض به تهران بیایند اما فقط حدود 300 نفر موفق شده اند بیایند. بجای احقاق حقوق ما اجحافات بیشتر شده است.
شهرستان ساری:ساعت 0900 در ساری مردم در جلوی خانه کارگر تجمع کرده و جمعیت حدود 20 نفر میباشد.
شهرستان سمنان:حدود 350 نفر با 7 اتوبوس از سمنان برای شرکت در تجمع اعتراضی کارگران در مخالفت با تغییر قانون کار به تهران آمدند. روز گذشته نیز در سمنان بیش از 1000 کارگر از کارخانه های مختلف علیه وزیرکار طرح و اصلاح قانون کار تجمع اعتراضی کردند. یکی از فعالین کارگری از سمنان ضمن این خبر گفت دولت احمدی نژاد وزیر کار را بهمراه سایر کارگزاران حکومتی همه علیه کارگران دست به یکی شده اند.
شهرستان ساوه :بیش از 400 نفر از کارگران کارخانه های ساوه برای اعتراض به طرح به اصطلاح قانون کار به تهران رفتند تا بدین وسیله اعتراض خودشان را اعلام کنند.
شهرستان اراک:500 نفر از کارگران کارخانه های مختلف مقابل خانه کارگر این شهر تجمع کرده و علیه وزیر کار و اصلاح قانون کار شعار میدادند. شهرستان مشهد : کارگران کارخانه های مختلف بیش از 1000 نفر مقابل خانه کارگر تجمع اعتراضی بر پا کردند و علیه وزیر کار شعارهای اعتراضی دادند.
شهرستان شیراز:الان درشیراز در محوطه خانه کارگر حدود 1500 کارگر از100کارخانه کل استان جمع شده اند و مشغول مداحی هستند وقرار است که بعد از مداحی به بیرون محوطه بروند. حدود 40 -50 پلاکارد نصب شده است . ازجمله کارخانه ها شرکت کننده درتجمع : کارخانه زمزم شیراز- خوش طعم شیراز,... است.
شهرستان یزد:درتجمع اعتراضی یزد که بصورت تظاهرات انجام گرفته , درگیری های کوچکی بوجود آمده است و یکان ویژه خیابانها را تا پایان این تجمع و تظاهرات بسته بود و درحال حاضر هم مشغول اعزام یکان ویژه به محل هستند. درتجمع اعتراضی یزد که بصورت تظاهرات انجام گرفته , درگیری های کوچکی بوجود آمده است و یکان ویژه خیابانها را تا پایان این تجمع و تظاهرات بسته بود و درحال حاضر هم مشغول اعزام یکان ویژه به محل هستند.
شهرستان اصفهان:ساعت 9 صبح سه شنبه 29 آبان 86 بیش از 600 تن از کارگران کارخانجات مختلف اصفهان در سالن اجتماعات خانه کارگر جمع شده اند تا اعتراض خود را نسبت به قانون ضدکارگری و علیه اجحافات دولت احمدی نژاد و وزیر کار اعلام دارند. قابل توجه اینکه کارگران شهرهای مختلف از جمله در اردبیل, تبریز و بوشهر ..نیز دست به اجتماعات مشابه زده و یامیزنند |
|
| |
| سه شنبه 29 آبان ماه سال 1386 |
| اعتصاب غذا در پلی تکنیک در اعتراض به بازداشت دانشجویان |
خبرنامه امیرکبیر: دیروز، دوشنبه ۲۸ آبان، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در حمایت از دانشجویان در بند و در اعتراض به فشارهای روزافزون مدیریت دانشگاه امیرکبیر بر دانشجویان این دانشگاه برنامه اعتصاب غذا برگزار کرد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، مدیریت دانشگاه امیرکبیر که سعی داشت با تغییر غذا از «پلو و خورشت قورمه سبزی» به «جوجه کباب»، مانع برگزاری این برنامه شود، با شرکت گسترده دانشجویان در این برنامه، ناکام ماند. ظرف های غذای دانشجویان از درب خیابان ولیعصر تا درب خیابان حافظ چیده شده بود. گزارش های رسیده حکایت از حضور نیروهای امنیتی هنگام برگزاری این برنامه در دانشگاه امیرکبیر دارد. بسیجی های پلی تکنیک به همراه جمعی از افراد ناشناس اقدام به خوردن جوجه کباب غذای دانشجویان می کردند و سپس از ظرف خالی غذا عکس می گرفتند. این حرکت بسیجی های دانشگاه با اعتراض دانشجویان مواجه شد که اعتراضات دانشجویان بعضا به درگیری های مختصری در صحن دانشگاه انجامید. یکی از نیروهای ناشناس در درگیری با یکی از دانشجویان عضو انجمن اسلامی امیرکبیر به این دانشجو ناسزا گفت و دست او را با سیگار سوزاند. نیروهای انتظامات دانشگاه هیچ گونه برخوردی با این افراد نمی کردند. این اعتصاب غذا که از سوی انجمن اسلامی پلی تکنیک برگزار شد، در اعتراض به صدور احکام سنگین حبس برای سه دانشجوی بیگناه، بازداشت علی عزیزی، علی نیکونسبتی و پدرام رفعتی، ادامه روند برخورد با دانشجویان و…. بود |
|
| |
| سه شنبه 29 آبان ماه سال 1386 |
| بازداشت یک دبیر در کامیاران |
فعالان حقوق بشر در ایران : بنا بر گزارشات رسیده آقای اسماعیل شادی از دبیران مدرسه صلاح الدین ایوبی شهرستان کامیاران روز شنبه 26/2/86 توسط اداره اطلاعات کرمانشاه بازداشت شد. وی همراه سه تن دیگر از بازداشت شدگان آقایان پرویز ستاری دانشجوی دانشکده فنی ، خبات یوسفی دانشجوی رشته برق ، هوشیار شابادی در اداره اطلاعات کرمانشاه و در سلول انفرادی نگهداری می شوند. اداره اطلاعات کرمانشاه محل شکنجه های وحشیانه بسیاری از فعالین سیاسی می باشد که در آنجا با آب جوش و یا جریان الکتریسیته زندانیان را مورد شکنجه قرار می دهند |
|
| |
| دوشنبه 28 آبان ماه سال 1386 |
| عکس : |
|
|
|
| |
| دوشنبه 28 آبان ماه سال 1386 |
| اطلاعاتی درباره بازداشت مریم حسینخواه |
نوروز: مریم حسینخواه فعال جنبش زنان روز یکشنبه در دادگاه انقلاب بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.  همسر مریم حسینخواه با بیان اینکه «اتهام این فعال جنبش زنان تشویش اذهان عمومی،تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در سایت اینترنتی زنستان و تغییر برای برابری اعلام شده است»، گفت:«به دنبال دریافت احضاریه از سوی دادگاه انقلاب، همسرم روز شنبه به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بود و در جلسه بازپرسی ، بازپرس ضمن معرفی وی به عنوان یکی از دست اندرکاران سایت زنستان و تغییر برای برابری خواستار معرفی سایر دست اندرکاران این سایت توسط خانم حسین خواه ظرف مدت 24 ساعت می شود.» شهاب میرزایی افزود:« مریم حسینخواه بعد از ساعاتی توسط قاضی شعبه یک دادسرای امنیت دادگاه انقلاب بازداشت شد.» بنابه گفته همسر خانم حسینخواه ، وی ظهر روز یکشنبه از محل دادگاه انقلاب به زندان اوین منتقل شده است. مریم حسینخواه یکی از اعضای کمپین یک میلیون امضا و سایت تغییر برای برابری بود که پیش از این نیز به همراه تعدادی از فعالان جنبش زنان در پی شرکت در یک تجمع اعتراضی بازداشت شده بود |
|
| |
| دوشنبه 28 آبان ماه سال 1386 |
| پلیس امنیتی درباره اتهامات رضا دهقان پاسخی نمی دهد |
سلام دمکرات : منابع خبری سلام دمکرات گزارش می دهند که امروز، دوشنبه 28/8/86، در پی مراجعه ی 4 تن از اعضای هیئت موسسان سندیکای کارگران نقاش ساختمانی و تزئینات به مقر پلیس امنیتی در هفت حوض تهران پارس، پلیس امنیتی خود را ملزم به پاسخگویی در مورد اتهامات آقای رضا دهقان که منجر به بازداشت ایشان گشته است، نمی داند. دیروز صبح آقای رضا دهقان در پیگیری شکایت هیئت موسسان سندیکای کارگران نقاش از سوء استفاده های مالی نمایندگان "انجمن (حکومتی) صنفی" توسط پلیس امنیتی بازداشت گشته و به مقر این نیرو در هفت حوض تهران پارس منتقل و نگاهداری می شود. این گزارشات حاکیست که با مراجعه 4 تن از نمایندگان هیئت موسسان سندیکا به سرهنگ میر رحیمی، افسر مسئول مقر پلیس امنیتی، در مقابل استفسار ایشان مبنا بر دلایل بازداشت و انهامات وارده به آقای رضا دهقان گفته است که "مشکلی وجود ندارد." و در مقابل سوأل مراجعین که:" اگر مشکلی وجود ندارد، پس چرا رضا دهقان را آزاد نمی کنید؟" خود را از هرگونه مسئولیتی در قبال پاسخگویی در مورد این امر مبرا دانسته است. رضا دهقان از اعضای هیئت موسسان سندیکای کارگران نقاش ساختمانی و تزئینات بوده که با افشاگری و شکایت رسمی از سوء استفاده ی مالی"نمایندگان" انجمن (حکومتی) صنفی کارگران نقاش پرده از اختلاس میلیاردها تومانی ایشان برداشته است. این افشاگری باعث تعویق و تعلیق مجمع عمومی این انجمن گشته است |
|
| |
| دوشنبه 28 آبان ماه سال 1386 |
| دستگیری فعالین کارگری نیشکر هفت تپه ادامه دارد |
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از شهرستان شوش احضار و دستگیری فعالین کارگری شدت یافته. آقای رحیم بساق از فعالین کارگری نیشکر هفت تپه روز یکشنبه 27 آبان 1386 دستگیر و به اداره اطلاعات شوش منتقل گردید.آقای بساق ابتدا توسط زیبداری رئیس حراست و اسفنده مسئول حفاظت و اطلاعات شرکت احضار و سپس تحویل مامورین اداره اطلاعات شوش گردید.همجنین آقای جلیل احمدی فعال دیگر کارگری درآستانۀ دستگیری قرار دارند. زیبداری و اسفنده در سرکوبی کارگران نقش مستقیم دارند و از افراد اداره اطلاعات در این شرکت هستند لازم به یادآوری است که در هفته های اخیر تعدادی از فعالین کارگری دستگیر و زندانی شده اند. از جمله آنها آقایان فریدون نیکوفرد ، رمضان علیپور ومحمد حیدری که پس از پرونده سازی علیه آنها با وثیقه آزاد شده اند. آقای رمضان علیپور و محمد حیدری چندین روز در بازداشت اداره اطلاعات شوش بودند. آنها در دوران بازداشت تحت بازجوئی یک تیم 3 نفره بودند که در طی بازجوئی مورد شکنجه های جسمی و روحی قرار داشتند. یکی از کسانی که در بازجوئی و شکنجۀ فعالین کارگری نقش مستقیم ددارد فردی به نام محمدی است. اداره اطلاعات شوش کارگران را تهدید کرده اند که موارد شکنجه را نباید با کسی در میان بگذارند. و به آنها تاکید شده که در هیچگونه اعتراضات کارگری حق شرکت کردن ندارند و در غیر اینصورت دستگیر خواهند شد |
|
| |
| شنبه 26 آبان ماه سال 1386 |
| همراه با دکتر علیرضا نوری زاده در یکهفته با خبر |
من به سرمنزل رندان نه بخود بردم راه
سه شنبه 6 تا جمعه 9 نوامبر پیشدرآمد: تصور نمیکنم همسر و فرزندان حشمت اله طبرزدی، دیگر طاقت و توان آن را دارند که بار دیگر مردی که جان و جهانش در زندان ولی فقیه سوخت و پرپرشد، با هزار درد پنهان و آشکار ره به زندان برد. اما اجامر و اوباش سید علی آقا آمدند و در آغاز هفته او را به زندان بردند. گاهی که تصویری از مهندس عباس امیرانتظام می بینم و آن چهره پر از زندگی و شادی وصدق و سلامت نفس را به خاطر میآورم در آن شب که با همه دلش مژده میداد مجلس خبرگان را میبندیم تا بدعت نامبارک ولایت فقیه و حکومت مشروعه شیخ فضل اللهی در کشور برقرار نشود، زمانی که در اتاقم به چهره سرفراز و استوار احمد باطبی نگاه میکنم که تصویرش را در کنار تصویر فرزندانم نهادهام و بعد چهره خسته درهم شکسته او را در امروزی که لحظه لحظهاش ارعاب و تهدید است و درد و ملالت مینگرم، دلم میخواهد فریاد بزنم سر همه آنها که هنوز هم در فنجانهای کوچک عقل و دنیاشان مرتب توفان به راه میاندازند، روزی طبرزدی را مأمور رژیم میکنند و دیگر روز به جان باطبی میافتند، این حضرات البته بیشتر در خارج کشورند. اصلاً حالیشان نیست که احوال درون چیست و آن 70 میلیونی که در خانه پدری با هر رنج و بدبختی است زندگی میکنند هر دگرگونی ولواندک در زندگی و احوالشان تأثیر میگذارد.
ما البته میتوانیم، حق داریم و وظیفه مان هست با آن رژیم خونریز ارتجاعی فریبکار در اصل و فرعش مخالف باشیم و همه تلاشمان را در جهت بی اعتبار کردن، متزلزل ساختن و در نهایت برانداختنش به کار بریم، اما به هیچ روی حق نداریم برای اهالی خانه پدری تعیین تکلیف کنیم و درباب عملکرد آنها که به دلیل دگراندیشی هرکدام داغی از دوستاق بانان سیدعلی آقا وسلفش بر پوست و بر دل و جان دارند، افاضه فرمائیم و نسخه صادر کنیم. طرف توی یک سوراخی در یالغوزآباد آلمان نشسته و توی 28 سال جز غرولند کاری نکرده و تمام برکات وجودش در این سالها (خدا پدر خالق اینترنت را بیامرزد) چهارتا و نصفی مقاله پرغلط در نفی همه اهل اندیشه و فرهنگ و هنر و سیاست بوده که برخلاف او اگر در خانه پدری ماندهاند درفش و داغ و توهین و تحقیر و ارعاب را تحمل کرده اند تا زندگی و آزادی را فریاد بزنند و خواب اهل ولایت فقیه را آشفته کنند و اگر ناچار به ترک اهل و دیار شدهاند اما همچنان پنجرهشان رو به خانه پدری باز است و اگر حرفی میزنند و کاری میکنند مجرد و انتزاعی و پست سورئالیستی نمیاندیشند. اینهمه گفتم تا خروش توفان در فنجانها را از فردا یادآور شوم که تا دیروز به این سبب در خروش بود که اگر طبرزدی از خودشان نیست پس چرا او را آزاد کردند و یا چگونه است که هنوز هم با وجود سپردن تعهد به عدم مشارکت در گفتگوهای رسانهای گهگاه در پال تاک حاضر میشود؟ حال خیالتان راحت شد؟ او را گرفتند. از فردا توفان را به سوی باطبی و امیرانتظام بچرخانید. بسیار بار شده اینجا و آنجا از من پرسیدهاند چگونه بود که شما از جنبش اصلاحطلبی حمایت کردید و آمدن خاتمی را به فال نیک گرفتید؟ و من همه گاه گفتهام و باز هم میگویم به این سبب که من به آن میلیونها انسانی که در دوم خرداد پای میکوفتند وشادمانی میکردند احترام میگذارم، اگر خاتمی نتوانست انتظارات مردم را برآورده کند، گناه از مردم و من نیست، در آن زمان پشت دروازه انتخابات شاپور بختیار و دکتر صدیقی و ذکاءالملک فروغی را نداشتیم که انتخاب خاتمی را خیانت بدانیم. آن یکی ناطق نوری بود روضهخوان بیسوادی که ولی فقیه با همه دستگاهش برای پیروزی او دست دراندرکار بود و اگر آشکاری پیروزی خاتمی و ترس از واکنش مردم نبود مطمئن باشید او را بر تخت مینشاندند. البته کسانی ممکن است بگویند کاش او میآمد تکلیف روشن میشد. چنین نیست کمااینکه امروز باآمدن احمدینژاد تکلیف روشن نشده است. تفاوت فقط در این است که امروز همه نگرانند مبادا جنون تحفه آرادانی و نشئگی مستمر اربابش باعث ویرانی خانه پدری شود. طی دو سال و نیم گذشته به گفته آشنا و بیگانه روزگار مردم دهها برابر بدتر و سخت تر از گذشته شده است. 127 میلیارد دلار درآمد نفت دود شده و به هوا رفته، (البته حزب الله و جهاد و جیش المهدی و حماس و الباقی تروریستها سهم خود را گرفته اند). به قول آقای ستاری فر بیست سال لازم است تا خرابکاریهای این دو سال و نیم را فقط در عرصه اقتصاد و آسیبهای اجتماعی ناشی از آن درمان کرد. البته رژیم باید برود. البته بدعت منحوس ولایت فقیه و حکومت دینی فاسد جبار باید برکنده شود تا ملت ما از یوغ اسارت رهائی یابد، اما تا تحقق این هدف ایده آل و والا که طی 28 سالی به علت دلمشغولی به توفانهای فنجانیمان به آن نپرداختهایم، باید از هر روزنهای، و هر عاملی که میتواند ولو اندکی گشایشی در زندگی آن 70 میلیون اغلب گرفتار ایجاد کند نه فقط استقبال کنیم بله از حمایتش دریغ نداریم. مثلاً اگر فردا به علت شرایط بینالمللی، فشارهای همه سویه و خطر یک جنگ هستیبرانداز، رژیم مجبور میشد در انتخابات مجلس هشتم، شماری از چهرههای تا حدودی موجه و حتی بعضی از دگراندیشان را (تاکید میکنم به فرض) تأیید صلاحیت کرد آیا با این حرف که چون ما رژیم را از بیخ و بن نفی میکنیم و ولایت جهل و جور و فساد باید وربیفتد، شرکت مردم در انتخابات و رای دادن به آن نامزدهای موجه یا نسبتاً موجه را خیانت فرض میکنیم و یا مردم را تشویق میکنیم که خطای انتخابات دومین دوره انجمن شهر (خاصه در تهران) را تکرار نکنند و حتماً بروند و رای بدهند؟ البته آنها که در جوار وطن با دعای آخوند شارلاتانی از نوع مقتدا صدر یعنی حسنی صرخی که با بعثیهای سابق هم کاسه است امیدوارند آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کنند و آنها روی تانک سربازان آمریکائی فروغشان را جاودان کنند اهمیتی به اوضاع و احوال مردم ایران نمیدهند. برای آنها و نظایرشان در اروپا و ینگه دنیا حضور یک بیسر و پای هوچی مردم فریب که روشنفکران و دگراندیشان را بزغاله میواند در رأس قوه اجرائیه کشور، بسیار بهتر از آن است تا آنکه کسی آنجا باشد که از مقوله آدمیت و جامعه مدنی حداقل چند حرفی بداند. سیاه و سفید که در مذهب ما کافری است فضاهای خاکستری را دیدن. من میدانم نوشتن و گفتن این حرفها فنجانها را توفانی خواهد کرد اما چه باک وطنم دارد میرود. بگذار طرف توی سوراخ پشت فرش فروشی اش فحشم بدهد و یا در سایتش که ماهی 32 بیننده دارد سند خیانتم را صادر کند. ما در یکی از حساسترین برهههای تاریخمان هستیم. از یکسو با رژیمی طرفیم که منشاء و مصدر همه فتنهها و توطئهها در وطن و در منطقه است، کشور را به سراشیبی سقوط انداخته، ژنرالهای قلابیاش با درجات حلبی روز و شب جهان را تهدید به ده هزار موشک و 11 هزار خمپاره در یک دقیقه میکنند و بعد داد و قال راه میاندازد که آمریکای جهانخوار قصد جانم را دارد. تروریستهایش را درعراق میگیرند مدعی میشود آمریکا به ساحت مقدس کنسولگری نداشته اش در اربیل تجاوز کرده و برخلاف عهدنامه ها و مواثیق بینالمللی دیپلماتهایش را به گروگان گرفته است و با وقاحت به روی مبارک نمیآورد که همه ساله در 13 آبان فتح الفتوح تسخیر سفارت آمریکا و به گروگان گرفتن 52 دیپلمات آمریکائی را برای 444 روز جشن میگیرد. بله با رژیمی طرف هستیم که میلیاردها دلار پول دارد و با هوچیگری و تعزیهبازی چهره مظلوم به خود گرفته و بانگ وطن سر داده است. البته دکانش چون دخل پر و پیمان دارد مراجعان بسیاری نیز پیدا کرده است که این روزها در شرق و غرب عالم جنبش صلح خواهی و جنگ نه سر دادهاند. در این میان تکلیف یک ایرانی عاشق خانه پدری که صدایش و واژگانش میتواند پژواکی فراتر از گوش و چشم خودش و سه تا و نصفی مصاحبش داشته باشد این نیست که فقط فریاد زند، جنگ نه، صلح صلح، بلکه جنگ نه جمهوری ولایت فقیه اسلامی هم نه، جنگ نه اما اگر سیدعلی آقا و محمود تحفه و غلامعلی خان مشیرالسلطنه و دیگر اقطاب و ارکان قدرت با ادامه عملکرد و فتنهانگیزی خود، مسیر رویدادها را به نقطهای کشاندند که غرب توانست با قانع کردن افکار عمومی، عملیات نظامی خود را علیه ایران آغاز کند آیا مسئولیت ما در همین حد محکوم کردن جنگ خاتمه خواهد یافت؟ آیا نباید در جستجوی راههائی بود که میتواند گزینه جنگ را کمرنگ کند و خطر پاره پاره شدن خانه پدری را کاهش دهد؟ آیا اگر (باز هم میگویم در صورت اجبار رژیم به ناپرهیزی دوم خرداد و انتخابات مجلس ششم) فرصتی فراهم آمد که کسانی به جز غلامعلیخان و محمدرضاخان باهنر و علاءالدین بروجردی و امثالهم، را به مجلس فرستادند که مثل من و شما و آقای شیرزاد نگران ویرانی وطن در یک جنگ نابرابر الکترونیکی هستند، نباید از این فرصت بهره جست؟ آن هفتاد میلیون با توفان در فنجانهای کوچکشان روبرو نیستند بلکه با پوست و گوشت و روح نزدیک شدن توفان و صاعقه ویرانگر را به مرزهای خانه پدری لمس میکنند. وظیفهای بس سنگین داریم. از فنجانها و توفانسازها در فنجان نترسیم. (حاصل ترس جمعی از ما، انشاءالله گربه است و خمینی عین علی است. جمعی دیگر و ختنه آخرین لحظه تودهایها و حواشی آنها از اسلامی و مارکسیست و البته بیعت با روحالله میلیونی که به صبح صادق بختیاری پشت کرده و به فجر کاذب خمینی اقتدا کردند، پیروزی فتنهای را سببساز شد که 28 سال است گرفتار آنیم. نه بترسیم که به مصلحت مردم میگوئیم و نه نگران ملامت و طعنه ها باشیم) خانه پدری در خطر است. تحفه ای که تصاویرش در هواپیمای ریاست و اطوارش در سخنرانی بجنورد و واژگانش در افاضات این دو سال و نیمه همگی حکایت از آن دارد که در آینه خود را در هیأت هیتلری معاصر تصور میکند. حد فاصل مابین «جنگ» و «نه جنگ» است. اگر او فروافتد اربابش نیز فروخواهد افتاد. کیسه مارگیری او از شعبده خالی است. اگر آن شرایط فرضی هم پیش نیامد حداقل میتوان مردم را تشویق کرد به آن دسته از نامزدها که با تحفه همراهند رای ندهند. یکایک آنها را معرفی کنیم چون از هم اکنون پیداست چه کسانی میثاق مودّت و بندگی با پرزیدنت دکتر محمود احمدینژاد میبندند.
شنبه 10 تا دوشنبه 12 نوامبر روزهای سخت ژنرال 1 ـ یک لحظه پیش چشم مجسم کنید به جای بوش، آقای ال گور نازنین رئیس جمهوری آمریکا بود (به این مرد بسیار احترام میگذارم و کار پرارزش او را در عرصه حفاظت محیط زیست و پرداختن به احوال مستضعفان جهان خاصه در آفریقا و آمریکای لاتین ستایش میکنم) مردی با نگاه کارتر به جهان، بر این فرض، این گمانه را نیز بیفزائید که اوضاع پاکستان نیز همین میشد که الان هست. البته چون آقای ال گور در کاخ سفید بود لابد از نوازشریف و قاضی حسینی هم حمایت میکرد و هویزر خود را میفرستاد اسلامآباد تا از یک سو با بینظیر و شریف گفتگو کند و از سوی دیگر با قاضی حسین و مولوی غیاثالدین و سید ساجد نقوی ـ که زن آمریکائی هم دارد ـ، در عین حال با نظامیان پاکستان نیز گفتگو میکرد مبادا به فکر کودتا و یا تقویت پرویز مشرف باشند. به فاصله چند هفته وصلت فرخنده مخالفان نتیجه میداد. در مرحله نخست آقای نوازشریف میشد رئیس جمهوری موقت و خانم بینظیر نیز ریاست دولت موقت را عهدهدار میشد، جناب شیخالاسلام قاضی حسینی هم ریاست دیوانعالی را برعهده میگرفت و در اولین حکمش دولت را موظف میکرد که همه کافهها را تعطیل کنند و در هتلها نیز شعائر و قوانین اسلامی رعایت شود. البته سفیر آمریکا نیز مرتب با خانم بوتو و آقای شریف و گهگاه شیوخی که کمکم سرو کلهشان پیدا میشد در تماس بودند. هنوز چند ماه نگذشته طلبههای پیرو خط بن لادن و طالبان وارد اسلامآباد یشدند و ضمن حمله به سفارت آمریکا سفیر و دیپلماتها را میگرفتند. خانم بوتو در اعتراض به این کار استعفا میکرد. آقای شریف که البته طی دوران تبعید در عربستان یک پا شیخ شده، سر جایش میماند اما یک دولت اسلامی کامل تشکیل میشد و کسانی مثل ملاعمر از نوع پاکستانیاش و ملا غیاثالدین و قاضی عبدالحق و مولانا چودری کشور را به دست میگرفتند و پاکستان نیز از برکات انقلاب جهانشمول اسلامی برخوردار میشد. بخت مشرف و مردم پاکستان بلند بود که گرفتار کسی از نوع جیمی کارتر نشدند. وگرنه تراژدی ما در پاکستان نیز تکرار شده بود. در مصر و اردن و الجزایر و تونس نیز اگر دولتهایشان با اقتدار با اسلام ناب انقلابی محمدی در وجه سنیاش برخوردنمیکردند امروز رویای خمینی واقعاً تحقق یافته بود. سادات جانش را داد، بورقیبه مقامش را، چنان که شاذلی بن جدید و محمد بوضیاف، ملک حسین ماند و کشور آرام کرد و به دست فرزند داد آنگاه روی در نقاب خاک کشید.
و گوشهای دیگر از حوزه حکایت حوزه را با اشارهای کوتاه به مرکز جهانی علوم اسلامی در قم نیمهکاره گذاشته بودم. بانگاهی به مدرسه امام خمینی حکایت حوزه را دنبال میکنیم.
مدرسه امام خمینی این مدرسه را باید در عداد مجهزترین و شیکترین مدارس فعلی قم و بلکه ایران دانست. مدرسهای با وسعت دهها هزار متر که معروف است از بیگدلیهای قم مصادره شده است. مدرسه نوساز با تجهیزات گرمایش و سرمایش مرکزی و با استخری بسیار مجهز، آشپزخانهای مدرن که غذای بسیاری از مدارس در آن طبخ میگردد و حتی غذای بعضی ارگانهای نظامی را نیز تهیه میکند. اتاقهای این مدرسه اکثراً یک و حداکثر دو نفره است. سالن غذاخوری بسیار مدرن و مجهز که سلف سرویس هیچ دانشگاهی به آن نمیرسد. پارکینگهای بسیار وسیع که تریلیها با بار به آن داخل و خارج میشوند. این مدرسه اکنون تقریباً به صورت دانشگاه اداره شده و دارای ردیف بوجه میباشد. ریاست عالی آن با خامنهای است. دروس مختلف قرآنی، نهجالبلاغه، سنن النبی، حدیث، رجال، اصول دینی و غیره در آن به صورت تقریباً آکادمیک تدریس میشود به طلاب آن که فعلا خارجی و داخلی هستند (قبلا فقط خارجیها بود) واحدهای اصلی دروس را در 2 سال تدریس نموده و مدرک کارشناسی میدهند. برای خارجیها دانستن زبان عربی یا فارسی لازم است و برای ایرانیها زبان نیز تدریس میشود. طلاب خارجی این مدرسه ماهیانه دویست دلار شهریه دریافت و جهت مسافرت به شکور خود و عودت به ایران از بلیطهای ارزان قیمت هما استفاده میکنند. این طلاب همچنین از تورهای گردشگری و زیارتی و غیره نیز استفاده میکنند. سالن کنفرانس و سخنرانیهای آن بسیار بزرگ و مجهز بوده و اخیراً سخنرانیهای رجال سیاسی و سیاسی ـ مذهبی در آن انجام میگیرد. از امکانات حفاظتی بسیار خوبی برخوردار است. به طلاب خارجی این مدرسه به دلار شهریه میدهند. این طلاب و طلاب ایرانی از تورهای مختلف زیارتی و سیاحتی استفاده میکنند و از مراکز اعزام به خدمت رهبر و مراجع است. این مدرسه روز به روز بر امکانات و کاربری خود وسعت میبخشد و برای خود در جامعه دینی و علمی کشور جا باز میکند. در مدرسه اکثرا طلاب اروپایی و آسیای میانهای و شرق دور و آمریکای جنوبی بودهاند ولی اکنون و با تغییر آن که حوزوی ـ دانشگاهی شده است، طلاب ایرانی و افغانی و پاکستانی هم یافت میشوند. اکثر دانشجویان این مدرسه را میتوان در حال تردید و یا کشیدن سیگار در اطراف مدرسه یا حضور در کافینتها و در حال چت کردن دید. اخیراً طلاب پاکستانی و افغانی با هیکلهای درشت و رفتار خاص در این مدرسه دیده میشوند. این مدرسه قصد دارد با خرید اطراف این مدرسه که در نبش میدان جهان (باجک) است پیشاپیش از ادعای مزاحمت مغازهدارها و خانهها جلوگیری کند و صدالبته مشخص است که دولت و شهرداری نیز دراین کار و خصوصاً رهبر همکاری لازم را خواهند داشت. کنفرانسهای علمی و بزرگداشت برای اشخاص زنده و مرده نیز در این مدرسه انجام میگیرد. این مدرسه برای کارمندان خود تعاونی مسکن و فروشگاه نیز دارد و ب خوبی حمایت میشود و البته کارمندان و کارگران آن هم افراد خاصی هستند که بالواسطه از شهرستانها آمدهاند. نحوه اداره و تشکیلات مدرسه موجب اعتراض کسبه محل و مردمی است که در آن مکان تردد میکنند و جالب است بدانیدکه صبحها در کنار این مدرسه کارگران برای یافتن کار روزانه ساختمانی میایستند. در کنار این مدرسه دفتر مرکزی «مرکز جهانی علوم اسلامی» نیز قرار دارد که قبلا از تشکیلات همین مدرسه بود و فعلا جدا شده و مدرسه مزبور نیز دارای اداره و تشکیلات وسیعی میباشد و این مدرسه نیز مدرک رسمی میدهد و کل بودجه آن از ردیف بودجه میباشد. اکثر افراد مشغول در این مرکز نیز گزینش شده هستند و وفاداری آنان ثابت شده است و از مراکز خاص در حوزه میباشد. کار این مرکز آموزش علوم جدید به طلاب میباشد
http://www.nourizadeh.com/archives/003322.php |
|
| |
| شنبه 26 آبان ماه سال 1386 |
| آیا زهرا بنی یعقوب واقعا خودکشی کرده است؟ |
- گزارش ارائه شده موجب افزایش نگرانی اعضا شد - یک منبع آگاه: فرماندهان سپاه پاسداران در دیدار با علی اکبر ناطق نوری، رسیدگی به سوالات مطرح در این رابطه را درخواست کردهاند - دکتر یدالله اسلامی: مجمع نمایندگان ادوار مجلس انتظار دارد طی یک هفته آینده از قوه قضاییه پاسخ بگیرد - رحیم بنی یعقوب: «هر روز با رفتن به دادسراهای مختلف به دنبال دریافت پرینت مکالمات تلفنی زهرا هستیم.»
خسرو شمیرانی shemiranie@yahoo.com امروز، جمعه 25 آبان 1386، 28 ساله می شد ... اگر هنوز زنده بود ... اگر به "مرگ مشکوکی" در ستاد مبارزه با منکرات از دست نمی رفت … «مجمع نمایندگان ادوار مجلس» با بیش از 400 عضو، در نامه ای که خطاب به رئیس قوه قضاییه روز چهارشنبه 23 آبان 1386 (14 نوامبر 2007) منتشر شد، از جمله آورده است: "بازداشت خانم زهرا بنییعقوب یک روز قبل از عید فطر انجام گرفته و محل بازداشت، ستاد امر به معروف و نهی از منکر بسیج بوده و محلی هم که ادعا شده متوفی در آن خودکشی کرده راهروی طبقه دوم آن ستاد و زمان آن ساعت 21 مورخ 21مهر 86 (روز عید سعید فطر) و معاینه جسد ساعت 9صبح روز یکشنبه مورخ 22 مهر 86 صورت گرفته است." ((1)) از عید فطر که روز عزای خانواده بنی یعقوب شد، اکنون بیش از یک ماه می گذرد. پدر، مادر، برادر و نامزد زهرا به امید بینا شدن چشمان کور فرشته عدالت، سکوت پیشه کردند. اما «از عدالت و حقیقت که نه، حتی از سوال در باره حقیقت نیز خبری نیست» یکی از نزدیکان خانواده که از اولین روزها پیگیری این ماجرای مشکوک و غمناک را وظیفه خود قرار داده است به شهرگان گفت: «در باره شرایط مرگ او ده ها سوال اساسی وجود دارد که هیچ مرکز قانونی خود را به پاسخگویی در این رابطه ملزم نمی بیند.» شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، به عنوان وکیل خانواده مقتول پرونده را در دست گرفته است. رحیم بنی یعقوب برادر زهرا بنی یعقوب به تارنمای کانون زنان ایرانی گفته است: «هر روز با رفتن به دادسراهای مختلف به دنبال دریافت پرینت مکالمات تلفنی زهرا هستیم.» چرا که او ساعت 8 و 45 دقیقه یعنی درست 15 دقیقه پیش از زمانی که ادعا می شود زهرا خودکشی کرده است، با او تلفنی صحبت کرده است. بنا به گفته او زهرا حالتی کاملا معمولی داشته و به برادرش گفته است که اصلا نگران نباشد چرا که پدر وی در راه است تا ضمانت سپرده و وی را آزاد کند. رحیم بنی یعقوب معتقد است متن مکالمات او و خواهرش، سندی بر اثبات بی پایه بودن ادعای خودکشی خواهرش خواهد بود. او که در مراکز حساسی دارای مسولیت است، تئوری خودکشی خواهرش را اساسا ساختگی می شمارد. دکتر یدالله اسلامی، دبیر کل مجمع نمایندگان ادوار مجلس اسلامی نیز بر همین پرسش تاکید می کند: "ما میخواهیم بدانیم چه اتفاقی افتاده است و اصلا چرا چنین اتفاقی امکان رخ دادن داشته است" یک فعال سیاسی در این رابطه می گوید: «اینکه زهرا کاظمی یک روزنامه نگار دو تابعیتی بازداشت، ضرب و شتم، متهم به جاسوسی و در بازداشتگاه کشته شود و یا اینکه وبلاگ نویسان و فعالان جوان به اتهامات گوناگون روانه بازداشتگاههای رنگارنگ شده و بعد از آزادی، از شکنجههای وارده سخن بگویند، چیز جدیدی نیست اما کشته شدن فرزند خانوادهای معتقد به نظام اسلامی که خود نیز پزشکی متعهد و انسان دوست بود، روند جدیدی است که به پرونده قتل مشکوک زهرای جوان، ابعاد تازهای میبخشد.» یک منبع آگاه به شهرگان گفت فرماندهان سپاه پاسداران در دیدار اخیر خود با علی اکبر ناطق نوری، رئیس سابق مجلس اسلامی ماجرای مرگ مشکوک دکتر بنی یغقوب را با وی در میان گذاشته و رسیدگی به سوالات مطرح در این رابطه را درخواست کردهاند. این منبع همچنین افزود: "عدهای که نمی دانیم به کجا متصل هستند به خود اجازه می دهند فرای هر قانون اخلاق به بهترین فرزندان این مرز و بوم حمله کنند، دستگیر کنند و به عناوین مختلف آنها را مورد تحقیر و شکنجه قرار دهند. او فرزند خانوادهای معتقد و منزه بود. خانوادهای که زندگی محقری دارد اما در نهایت عزت انسانی و با احترام به تمام شئون انسانی و اسلامی زندگی می کند و کارنامه اعضای آن باعث افتخار است" زهرای 27 ساله پزشک بود و به انتخاب خودش به مناطق دورافتاده رفته بود تا به محرومان خدمت کند. پدر او، ابولقاسم بنی یعقوب، کارمند دفتری ِ بازنشسته سپاه پاسداران است و عملا تمام عمرش را در خدمت به نظام اسلامی سر کرده است. دکتر یدالله اسلامی نماینده مجلس ششم همچنین به شهرگان گفت: " مجمع نمایندگان ادوار مجلس در نامه ای که در روز دوشنبه 22 آبان به دفتر رئیس قوه قضاییه تحویل داد خطاب به آیت الله شاهرودی ریاست محترم این قوه 9 سوال اساسی در این رابطه مطرح کرده است." متن کامل این نامه چهارشنبه 23 آبان در تارنمای خبری آفتاب نیوز منتشر شد ((1))
سوالات این نامه، با تکیه بر توضیحاتی در باره شخصیت زنده یاد دکتر زهرا بنی یعقوب، از جمله به موارد زیر اشاره دارند: 1- جرم متهم چه بوده که شدیدترین اقدامات امنیتی با قید بازداشت در مورد او به اجرا در آمدهاست؟ 2- آیا اتهام انتسابی به وی با شخصیت تصویر شده از او منطبق بودهاست؟ 3- اگر جرم او در حد بازداشت بوده چرا شریک جرم او یعنی حمید بازداشت نگردیدهاست؟ 4- آیا اداره اماکن نیروی انتظامی آنهم در مرکز یک استان متولی تعقیب جرائم مشهود است یا بسیج؟ 5- آیا نگهداری متهم در ستاد امر به معروف و نهی از منکر بسیج، قانونی بوده و اگر هم قانونی بوده و در صورت صحیح بودن ادعای خودکشی مشارالیه چرا میبایستی ابزار خودکشی در اختیار ایشان بوده باشد و چرا از وی نگهداری و مواظبت نمیشده و اگر درست باشد که خودکشی در راهرو صورت گرفته باشد دیگر فاجعه سنگینتر است. 6- آیا نگهداری متهم با دستور مقام قضایی صورت گرفته؟ 7- ادعا شده که متهم ساعت 21 در راهرو ستاد امر به معروف و نهی از منکر، نه در اتاق بازداشت آنهم به وسیله پارچه تبلیغاتی خود را حلقآویز نموده و کسی هم متوجه نشده است. آیا این موضوع قابل باور است؟ 8- آیا فاصله فوت تا معاینه جسد آنهم در شهر همدان و نه روستاهای دور افتاده، باید 12ساعت طول بکشد؟ 9- آیا اصلا چنین اقدامی از سوی یک خانم تحصیلکرده که بعد از بازداشت بنا به اظهارات خانواده که با آنها تماس تلفنی داشته و کاملا طبیعی به نظر میآمده، قابل پذیرش است؟
سوالات بالا بر نکاتی انگشت می گذارند که مطالعه آنها بی نیاز از شرح است.
دکتر یدالله اسلامی در پاسخ به اینکه چرا مورد نقض حقوق شهروندی دکتر زهرا بنی یعقوب برای مجمع نمایندگان ادوار مهم بوده و به نوشتن این نامه منجر شده است گفت: "ما در جلسات منظم هفتگی به مسائل گوناگون می پردازیم. مسائل اینچنینی هم بخشی از آن هستند. ما بر اساس شرایطی که در آن واقع هستیم، متناسب با حساسیتی که موضوع دارد و روندی که اینگونه موضوعات طی می کنند در غالب گفت وگو، بیانیه و دیگر شیوهها، نظرات خود را بیان می کنیم. در این رابطه بر اساس اطلاعات رسیده کمیته حقوقی مسولیت پیدا کرد بررسی کاملی بکند، منابع مختلف را به عنوان مبنای بررسی خود قرار بدهد و گزارش کار خود را به شورای مرکزی بدهد. طبیعی است که این روند طی شد. گزارش ارائه شده موجب افزایش نگرانی اعضا شد. "مجمع" سالهاست که در موارد نقض حقوق شهروندی به صورت فعال اظهار نظر می کند. این هم مزید بر علت بود. نهایتا شواری مرکزی تصمیم گفت که کمیته حقوقی به تهیهی نامه به رئیس قوه قضاییه اقدام بکند. دکتر اسلامی در پاسخ به این سوال که آیا سابقه خانوادگی مقتول نقشی در انتشار این نامه نداشته است گفت: «سابقه خانوادگی مشخص است. کمیته حقوقی ما این سوابق را جمع آوری کرده است اما مجمع همچنین در موارد دیگری همچون پرونده خانم دلارام علی، آقای عماد الدین باقی، دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و پروندههای اینچنینی پیگیری می کند. ما این را در چارچوب حمایت از حقوق شهروندی میدانیم.» این نماینده سابق مجلس اصلاح طلب در پاسخ به این سوال که به نظر وی چرا چنین اتفاقاتی در کشور ما روی میدهد گفت: «وقتی جریان اطلاع رسانی شفاف نباشد و دچار تنگنا باشد برخی خود را فراتر از پاسخ گویی میدانند و بعضی خود را موظف به پاسخ گویی نمی دانند، به طور طبیعی این اتفاقات می افتد.»
((1)) http://www.aftabnews.ir/vdca0in49onii.html
منبع: تارنمای شهرگان http://shahrgon.com/fa/news/708.html
|
|
| |
| جمعه 25 آبان ماه سال 1386 |
| سخنرانی شنیدنی احمدی نژاد |
|
|
|
| |
| جمعه 25 آبان ماه سال 1386 |
| همراه با امیر فرشاد ابراهیمی در گفتنی ها |
ماجرای برجهای دوقلوی شیراز !
اولین ادعای آقای احمدی نژاد و یارانش ساده زیستی و مبارزه با اشرافیتگری بود . احمدی نژاد سوار بر خودروی پژوی کهنه خود در تهران می گشت و وعده های انتخاباتی می داد در بعد از آن هم هر کس که به احمدی نژاد تکیه زد و بالا آمد یا سعی میکرد کاپیشن احمدی نژادی بر تن کند و یا خود را به ساده زیستی بزند . اما تشت ماجرا درست هنگامی که وزیر پیشنهادی برای وزارت نفت صادق محصولی معرفی شد که از مدتها پیش در میان بچه های سپاه به سردار میلیاردر مشهور بود بد جوری از بام ریاست جمهوری بر زمین افتاد . آقای حداد عادل نیز که امروز در میان نمایندگان مجلس صبحها در پاویون نان و پنیر می خورد و عصرها در هیات رئیسه با پیژاما راه می رود و نماز ظهر و عصر می خواند و خود را خادم المله معرفی می کند نیز در این سیاه بازی تا کنون دست کمی از دیگر دولتیان نداشته است ، حالا تشت دیگری افتاده است و کوس رسوائیش سر به آسمان گذاشته تا جائیکه در مطبوعات و حتی رسانه های سراسری صدا و سیما نیز ناگزیر به انتشار آن شده اند . ماجرا که امروزه در شیراز و استان فارس همه آنرا به بنام ماجرای برجهای قلو میشناسند از این قرار است که فردی بنام امیر محمد پور فرزند محمدحسن در اوایل سال 84 اقدام به ساخت پروژه تجاری مسکونی در 22 طبقه موسوم به ساختمان محمدپور می نماید که در جواز ساخت ایشان به صراحت قید شده است که مجوز ساختمان فقط برای سه طبقه می باشد . نکته جالبتر اینکه کارشناسی پروژه بویژه از بعد ترافیک و شهرسازی و امور اجتماعی ، تحت رانت و نفوذ اشخا ص 
ذینفع صورت گرفته و بطور جدی مورد سوال و مسئله ساز است. ماجرا آن وقتی زیبا می شود که آقای امیر محمد پور نیز بنا به اعتراف خودش هیچ کاره است و او فقط کارها را دنبال می کند ایشان یک روز با صراحت تمام با کمک برخی مطبوعات محلی ، پروژه را به رئیس مجلس و روز دیگر به رئیس قوه قضائیه نسبت می دهد. افشا ! ماجرا صدایش از کوچه و پس کوچه های قصر الدشت شیراز بلند می شود و به گوش شهر داری و بعد فرمانداری و استانداری و نهایتا مطبوعات می رسد تا اینکه خلاصه در تاریخ 15/2/86 ساعت 30/10 صبح مأمورین شهرداری منطقه یک شیراز و فرمانده کلانتری 18 ولی عصر(عج) این شهر جهت جلوگیری از تخلف ساختمانی پلاک ثبتی 889 و 888 و 270 و 269 و 89 و 1/1368 واقع در نبش کوچه 53 قصردشت متعلق به فرد نامبرده حضور پیدا می کنند و علیرغم تذکر قانونی و تأکید بر تعطیلی کار به علت نداشتن پروانه ساختمانی و تصرف عدوانی معبرعمومی ، محمدپور به همراه تنی چند که در صورتجلسه رسمی نیروی انتظامی کلانتری 18 ولی عصر اسامی آنها بصورت کامل ذکر شده است ، با سروصدا و مخالفت نه تنها نسبت به تذکر مامورین توجهی نمی کنند ، بلکه با تهدید و ایجاد ارعاب خطاب به شهردار منطقه یک و فرمانده کلانتری آنها را تهدید به مرگ و انفصال و تبعید نموده و آقای محمدپور ، با صدای بلند خطاب به حضار و نیروی انتظامی و ... اعلام می کند که «این پروژه متعلق به آقای شاهرودی است و من پدر شما را در می آورم»! . کار به درگیری فیزیکی و از طرف نیروی انتظامی باتوم کشی و از طرف آقای محمد پور به بیل و کلنگ کشی می کشد و نهایتا این ماجرا با درخواست کمک از یگان امداد و نیروی های دیگر پایان یافته و متخلفین را به کلانتری و دادسرا می برند که همان روز با قید سند آزاد می شوند. ! اعتراض ! در بعد از این درگیری و شدت و حدت و آزادی نگهانی محمد پور بود که برای همگان مسلم شد که کاسه ای زیر نیم کاسه هست ! مگر می شود کسی با بیل و کلنگ به جان فرمانده پاسگاه بیفتد و رکیک ترین فحشهای ناموسی را به وی بدهد و حکم قضائی را پاره کند و عصر همان روزش با قید صد هزار تومان وثیقه آزاد شود ؟ ماجرا از کوچه و بازار به دانشگاه کشیده شد و در اولین موج اعتراض رسمی تشکل های دانشجویی دانشگاه های شیراز از جمله مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز ، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز، بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، ستاد یادواره شهدای دانشجویی دانشگاه شیراز و علوم پزشکی همگی طی بیانیه های جدا گانه ای خواستار توقف سریع این پروژه و روشنگری در این مورد می شوند. در بخشی از بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه شیراز آمده است: آیا سایر مردم این شهر هم می توانند عوارض شهرداری خود را در هنگام ساخت در تماس با آقای ... و شعب دیوان خیلی محترم عدالت اداری و کمیسیون ماده 5 و روحانیون متنفذ تقلیل دهند و یا آقایان اصولاً در محدوده تخفیف 20 میلیارد تومانی به 
بالا به فعالیت می پردازند؟ در بیانیه مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز نیز این تشکل از شورای تامین استان خواسته است که بصورت جدی وارد این مسئله(پروژه محمدپور) شود و به صورت انقلابی حق و حقیقت را شناسایی کرده و حقوق مردم شهر را مطالبه و استیفا نماید. در شهر ولوله می افتد و مجددا کلانتری 18 ولی عصر وارد عمل می شود و به صورت رسمی اتفاقات و تخلفات آقای "محمد پور" را صورتجلسه کرده و از آقایان شکایت رسمی نموده و در مجامع قضایی شیراز پرونده این پروژه کذایی به جریان می افتد . از سوی دیگر نیز سریعا آیت الله شاهرودی ریاست قوه قضائیه طی نامه ای رسمی که عنوان «دستور ریاست محترم قوه قضائیه در مورد ادعای محمد پور» در بالای آن قید شده است ، خطاب به آقای سیاوش پور ؛ ریاست دادگستری استان فارس اعلام می نماید : «با این آقای دروغگوی کلاهبردار به طور قاطع برخورد شود و اضافه بر اصل مجازات به جهت ذکر اسامی مسئولین مجازات اضافی مستحق است.»
اما مطبوعات !
روزنامه اصلاح طلب نیم نگاه که در شهر شیراز منتشر می شود ، در شماره 2863 ، در حرکتی محیر العقول وبا تیتری عجیب انگشت اتهام را به سمت آقای حداد عادل نشانه می رود که : «سرمایه گذاری 600 میلیون دلاری حداد عادل برای احداث برج دوقلوی 60 طبقه در شیراز»! با این حرکت مطبوعاتی که دیگر کل استان فارس از این ماجرا مطلع شده و فتو کپی این روزنامه نیز دست به دست گشته آیت الله محمد حسن حائری امام جمعه شیراز نیز به میدان می آیند و طی نامه ای به آقای "طبیعی" مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس یادآور می شوند : « سران سه قوه باید بدانند بدون مشارکت به هم نمی توانند فتنه ها را مهارکنند، والفتنة اکبرمن القتل. این بار رئیس قوه مقننه هدف تخریب واقع شد... قوه قضائیه هم هدف این فتنه هاست. مسئولان اجرایی نباید فریب تعریف و تمجید های مطبوعات بخورند وگرنه تهدید می کنند و امتیاز می طلبند. به هرجهت عمل فوق یک نمونه تحریف است باید از طریق  قانونی پیگیری شود». رونوشت این نامه هم به استانداری فارس ، مدیرکل اطلاعات فارس ، دادستانی انقلاب اسلامی و مهندس ذوالانوار جهت اطلاع نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی و اقدام مقتضی ارسال شد. اما در تهران ، نمایندگان استان فارس در مجلس شورای اسلامی طی نامه ای به آیت الله فاکر رئیس کمیسیون اصل نود مجلس ، ضمن اعلام مشخصات کامل پروژه و موارد تخلف آن یادآور شدند: کل هزینه خرید زمین و نقشه و حقوق شهرداری و دولتی (که هنوزپرداخت نشده) بعلاوه تمام هزینه های ساخت حدود سی میلیارد تومان خواهد بود ، درحالیکه درآمد پروژه به قیمت امروز حدود 250 میلیارد تومان است(که معادل بودجه سه سال شهرداری شهرشیراز می باشد). در بند دیگری از این نامه آمده است که تذکرات و اعتراضات امام جمعه ، نمایندگان فارس، استعفای شهردار شیراز و نواحی 8گانه شیراز و بخشی از شورای شهر، دانشجویان، هیأتهای مذهبی و مردم و انعکاس های رسانه ای تابحال بی فایده بوده و مردم را نگران و عصبانی نموده است. این بی اعتنایی شایعه پروژه به مقامات فوق الذکر را تشدید نموده است. و در نهایت نیز از وی خواسته شده تا بطور ویژه دستور رسیدگی فوری به این مسئله را صادر نماید. محمد علی حیاتی نماینده شهرستان لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی در تاریخ 25/7/86 در بخشی از نطق پیش از دستور خود به این امر اشاره کرد که متن کامل آن بخش از سخنان وی که در خبرگزاری فارس منتشر شده به شرح زیر است: حیاتی با اشاره به ساخت برج مسکونی _ تجاری در قصرالدشت شیراز خطاب به رئیس قوه قضائیه گفت: عده ای با ضابطه شکنی و بی حرمتی به ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ، تحت عنوان نام حضرتعالی و آقای حداد عادل برای مطامع و منافع سنگین 250 میلیارد تومانی خود که از بودجه سه سال شهرداری شیراز بیشتر است ، دست به هر کاری می زنند و به هیچ قانون وضابطه ای هم پایبند نمی باشند.
مخبرکمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در ادامه متذکر شده است : تعجب بیشتر آن است که در برابر این حرکت غیر قانونی ، نماینده ولی فقیه در استان، کلیه نمایندگان مردم فارس در مجلس ، استاندار فارس ، کلیه شهرداران شیراز و بخشی از شورای اسلامی شیراز، دانشجویان و هیأت های مذهبی نیز بارها مراتب اعتراض خود را به صورت های گوناگون اعلام داشته اند، ولی تاکنون هیچ اقدام موثری در جهت جلوگیری از تضییع حقوق مردم صورت نگرفت است. امروز چشم همه مسئولین استان به تصمیم قاطع حضرتعالی است که با صدور دستور صریح و سریع خود به این غائله تلخ و ناخوشایند و مصداق بزرگ فساد اقتصادی خاتمه دهید. به دنبال این اظهارات و مدارک و اسناد دیگر، دیوان عدالت اداری نسبت به اخبار برج های دوقلوی شیراز توضیحاتی را در سایت بولتن نیوز منتشر کرد که: در خبر منتشره از قول بیانیه تشکل های دانشجویی دانشگاه های شیراز آمده که: «آیت الله رازینی رئیس محترم دیوان عدالت اداری شهرداری منطقه یک شیراز را فراخوانده و چندی پیش دیوان عدالت اداری حکم خود را صادر کرد». باید گفت : الف. از کذب بودن خبر فوق همین که اگر رأی دیوان چندی پیش صادر گردیده نیازی به فراخوانی شهردار منطقه یک شیراز نبوده در ثانی فراخوانی ایشان چه تأثیری در رأی می توانسته داشته باشد. در ضمن هر گونه اقدام بعدی در خصوص رأی صادره در شعب دیوان از طریق شعبه صادر کننده رأی یا اجرای احکام دیوان عدالت اداری صورت می گیرد نه از طریق ریاست دیوان. ب. در ادامه با سئوالی که: «آیا سایر مردم شهر هم می توانند عوارض خود را در هنگام ساخت در تماس با علی رازینی و شعب دیوان خیلی محترم عدالت اداری و کمیسیون ماده 5 و روحانیون متنفذ تقلیل دهند و....» ضمن انتشار مطالب کذب و بی اساس آمده در بیانیه که با طعنه و تمسخر به اهانت به مسئولین محترم نظام قضائی و روحانی پرداخته به اطلاع می رساند حسب قانون محاسبه حقوق شهرداری می بایست در زمان صدور اجازه ساخت صورت گیرد و اقدام دیگری که خلاف آن باشد هم برای شهرداری مجاز نخواهد بود و هم تمامی آحاد مردم ایران می توانند وفق قانون مذکور چنانچه احجافی به ایشان شده از طریق مراجع قضائی تقاضای احقاق حقوق خود را نمایند. مهندس سیدحسین ذوالانوار نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی نیز در تازه ترین اظهارات خود موضوع را صریح تر بیان می کند و تلویحا اشاره را مستقیم تر به آقای شاهرودی می کند که در تاریخ 29/7/86 در روزنامههای کیهان و نشریات محلی شیراز به چاپ رسیده ایشان گفتند : آیت الله هاشمی شاهرودی برای ما عزیز است، ولی اجازه نمی دهیم برخی پشت سر ایشان کمین کنند و هرچه می خواهند طلب کنند. اینکه یک پروژه در شیراز سود آن بیشتر از کل بودجه دو سال شهرداری شیراز است طمع خیلی ها  را برانگیخته است. نهایت ! هرچه که هست این برجهای دو قلو برای حداد عادل هست و یا برای آیت الله شاهرودی و یا اینکه برای هر دوی ایشان مردم شیراز، مسئولان استان و نمایندگان مجلس به شدت با این پروژه مخالفند، و این نه تنها برای رانت خواری مسئولان بلکه در نگاهی کارشناسانه این برجها میتواند صدمات جبران ناپذیری به ترافیک شهر و محیط شهری بزند . موضوع جسته و گریخته و یا به قولی شل کن و سفت کن هنوز در شهرداری و قوه قضائیه دنبال می شود و از همین بابت هست که سیاوش پور رئیس دادگستری استان فارس گفته است: مسئولان باید مسئول حرف و کردار خود بوده و طوری عمل کنند که بعداً شرمنده نشوند. ما وظیفه داریم آرامش فکری برای کسانی که می خواهند در این فضای امن فعالیت کنند، فراهم کنیم و با کسانی که بخواهند فضای توأم با آرامش را به هر طریق مخدوش کنند برخورد می کنیم. برخی محافل آگاه در شیراز می گویند که سخنان سیاوش پور انتقاد و تذکر به افرادی است که علی رغم درگیری محمدپور با عوامل شهرداری و انتظامی و پس از گذشت حدود 5 ماه و برخلاف دستور آیت الله شاهرودی با وی برخورد قاطعی نشده است و همین مساله است که خود بر صحت شایعه ها و ادعاهای محمد پور دامن می زند . برخی دیگر نیز معتقدند سخنان رئیس کل دادگستری تعریضی به مسئولان وقت استان و شهر شیراز است که جلوی اقدامات محمدپور را نگرفته اند. آنچه توجه همه را به خود جلب کرده ، اسناد و مدارک تخلف این برج هاست که علیرغم اظهارات صریح مسئو |